روروک بازی
تویه خونه فاطمه و زهرا و پرنیان جلوی شماها عروسک میگرفتن و شما برای اینکه به عروسک برسید باهم دیگه مسابقه میذاشتید شماها زیاد تو روروک ننشستید و شاید کلا یک ماه اونم خونه مامان جون که بودیم روروک دوقلوهای دایی اونجا بود و بعداز ظهرها یا صبح ها جوراب پاتون میکردیم و میبردیمتون تو حیاط و مامان جون مرغاشو بیرون قفس میکرد و شماها نگاشون میکردید ممان قربونتون بشه که همیشه جلو لباستون خیس بود از بس اب دهنتون میرفت بخاطر دندون دراوردن ...
نویسنده :
مامانی
0:08










